CloseMaximizeMinimize تبلیغات وبلاگ
آشپز ایرانی - غذاهای ایرانی -ب آموزش آشپزی و غذاهاي ايراني - غذاهای ایرانی - اشپزی - آشپزي ایرانی - اشپزي - Amozeshe Ashpazi
آشپز ایرانی - غذاهای ایرانی | دسته بندی غذا دستوارت طبخ غذاهای ایرانی| Daste bandi ghazahaye irani
گزيده اي از : آشپز ایرانی - غذاهای ایرانی
تبلیغات - Tablighat - Advertise
نتیجه جستجو برای ختم ( تعداد نتایج 1 )
همه راه‌ها به شكم ختم مي‌شود | نکات مرتبط و خواندنی



تا بوده همين بوده. ما مردم، آدم‌هاي شكمويي بوده‌ايم، هستيم و خواهيم بود و براي همين تا دلت بخواهد در كوچه و خيابان‌هاي شهرمان پر است از مغازه‌هايي كه كارشان آرام كردن ولع خوردن مردم است.
خيلي بعيد است خياباني برويد و اثري از يك ساندويچي، بستني‌فروشي يا شيريني‌فروشي در آن نبينيد.
اين روزها اما، مردم تنوع‌طلب هم شده‌اند. گذشت، زماني كه هر كس با خوردن يك ساندويچ سوسيس بندري احساس زنده بودن مي‌كرد و خوشحال مي‌شد. حالا همه دنبال نسخه‌هاي تازه توي مغازه‌هاي خوراكي فروشي مي‌گردند.
و درست در همين موقع است كه سروكله خوراكي‌هاي جديد و پرزرق و برق پيدا مي‌شود؛ خوردني‌هاي خوشمزه‌اي كه در تهيه هر كدامشان يك كار چشم گردكن انجام شده، تا ديگر كسي نتواند به راحتي از جلوي مغازه‌هاي شكم پركن رد شود. ما رفته‌ايم سراغ اين خوراكي‌هاي جديد تا ببينيم چه‌طور تهيه مي‌شوند، چرا همه‌‌گير شده‌اند و چقدر مغذي‌اند؟

خوراكي مي‌خوريم!
خوراكي‌سازي، هميشه صنعت پولسازي بوده، در همه جاي دنيا. بالاخره هر جوري كه فكر كني خوردن علاوه بر اين كه يكي از نيازهاي آدميزاد را رفع مي‌كند، يك جور تفريح هم به حساب مي‌آيد.
تا چند سال پيش، ويترين بيشتر مغازه‌ها پر بود از خوراكي‌هاي جورواجور با مارك‌هاي خارجي. چيزهاي خوشمزه و متنوعي كه همه‌شان بسته‌بندي‌هاي گول‌زنكي داشتند و اكثرا با فرمول‌هاي منحصر به‌فرد، مردم را معتاد خودشان مي‌كردند.
گرمي بازار خوردني، كم‌كم آدم‌هاي خلاق داخلي را دست به كار كرد. انقلاب خوراكي‌هاي جديد با ظهور يكي  دو تا فروشگاه زنجيره‌اي ساندويچ سرد شروع شد. استقبال عجيب و غريب مردم، بقيه «مخ»‌ها را هم به ميدان آورد تا بازار خوراكي‌هاي ايران حسابي تكان بخورد.
اين جوري شد كه الان در خيلي از زمينه‌ها بازار، كاملا دست ايراني‌ها است. اما بزرگ‌ترين حسن اين تحولات شايد اين بود كه هر روز يك اسم جديد را روي بيلبوردهاي تبليغاتي مي‌بينيم.

بستني‌هاي سانتي‌مانتال
«آيس پك» پديده جديد بستني‌ها است؛ مارك جديدي كه ظرف شش هفت ماه، حسابي توي بازار جا افتاده و طرفداران زيادي پيدا كرده. اين را مي‌شود از روي تعداد شعبه‌هاي آن‌ها فهميد: 39 شعبه در سراسر ايران تا به الان.
آن‌طوري كه فروشندگان اين نوع بستني مي‌گويند، اسانس‌هاي آيس‌پك از خارج وارد مي‌شود و بعد در ايران در شعبه‌هاي اين بستني با آبميوه و صمغ تركيب مي‌شود. در واقع اگر از ديد صنعتي نگاه كنيم، تركيبات اين بستني چندان با تركيبات بستني يخي تفاوت ندارد، منتها آيس‌پك در دماي پايين‌تر و به صورت خميري داخل ليوان مي‌شود.
«آيس پك» اولين شركتي است كه با اين شكل جديد، محصولاتش را عرضه مي‌كند و اين در واقع برگ برندة آن‌ها است. آيس پك را بايد با ني ‌خورد چون بستني به صورت خميري در يك ليوان وكيوم شده ريخته مي‌شود.



البته اين نوع بسته‌بندي بستني در ليوان، 10 سالي هست كه در ايران رواج دارد، منتها تا به حال اين كار در محيط‌هاي صنعتي انجام مي‌شده ولي آيس‌پك اين كار را در مغازه انجام مي‌دهد.
طعم‌هاي متنوع هم چيزي است كه حسابي آدم را وسوسه مي‌كند تا اين بستني را امتحان كند. از طالبي و شاتوت بگير تا نسكافه و كارامل. به همة اين‌ها موز و شكلات هم اضافه مي‌شود. آيس‌پك در سه مدل معمولي، ويژه و ميكس و با سه قيمت 1500، 2000 و 2500 تومان فروخته مي‌شود. اين دو مدل آخر علاوه بر مخلفات قبلي، خامه هم دارند.
آن‌ها چهار تا محصول گرم، مخصوص فصل زمستان هم دارند با عنوان‌هاي گلاس شكلات، گلاس نسكافه، گلاس كارامل و گلاس وانيل كه با عنوان «هات پك» فروخته مي‌شود.
همه مغازه‌هاي اين مارك، دكور ثابتي دارند؛ تابلوهاي بزرگي كه محصولات را معرفي مي‌كند و صندلي‌هاي كرم و قهوه‌اي كه به آدم فرصت دو دقيقه نشستن را مي‌دهند.
پديده ديگري كه اخيرا در بين بستني‌فروشي‌ها مي‌شود سراغش رفت، «بسكين رابينز» است. اين بستني‌فروشي در واقع نمايندگي يك شركت كانادايي است كه از خردادماه سال 84 وارد ايران شده و در حال حاضر مجموعا 6 تا شعبه دارد؛ 5 تا در تهران و يكي در اصفهان.
دكور مغازه‌هاي «بسكين رابينز» تركيبي از رنگ‌هاي صورتي و بنفش است.
توي اين مغازه‌ها مي‌شود علاوه بر طعم‌هاي كانادايي، مزه‌هاي مختلف بستني‌هاي ايتاليايي با مارك «آيسي ليشز» (Icy licious) را هم پيدا كرد؛ مزه‌هايي كه اكثرا براي ما ايراني‌ها ناآشنا، جالب و عجيب و غريب‌اند. يك نگاه به بعضي از اين مزه‌ها بيندازيد: كيوي، هندوانه، چاي سبز، كيك پنير، ماست، آجيل و... شايد به خاطر همين غريبگي باشد كه همه، خيلي از اين مزه‌ها را نمي‌پسندند. منتها فروشندگان بسكين رابينز به شما اين امكان را مي‌دهند كه از هر كدام از مزه‌ها كه مي‌خواهيد، بچشيد و بعد انتخاب كنيد.
شايد تنها چيزي كه مي‌تواند آدم را از خوردن اين بستني منصرف كند، قيمت آن باشد. شما بابت خوردن يك اسكوپ 100 گرمي بسكين رابينز بايد 1200 تومان پياده شويد. اين عدد براي 2 اسكوپ دو هزار تومان است و بهاي 3 اسكوپ سه هزار تومان مي‌شود. البته اين را هم در نظر بگيريد كه دو تا اسكوپ اين بستني كاملا يك ليوان را پر مي‌كند.
توي مغازه‌هاي بسكين رابينز خوراكي‌هاي داغ هم پيدا مي‌شود كه اكثرشان از مـحــصولات شـركـــت COFFEE VERGNANO است. كاروبار اين بستني فروشي اين‌قدر گرفته كه تا همين الان حداقل 4شعبه تقلبي از آن در تهران زده‌اند.
جالب اين كه اين مغازه‌ها اين قدر شبيه نمونه‌هاي اصلي هستند كه مشتري‌هاي معمولي نمي‌توانند آن‌ها را از هم تشخيص بدهند. حتي آيس پك، نمونه هم تقلبي دارد؛ مغازه‌هايي با اسم آيس سوپك كه كاملا دكوري شبيه مغازه‌هاي اصلي دارند.
«هاگن داز» آخرين نمونه بستني‌هاي خارجي است كه چهار پنج ماهي است در تهران شعبه زده. البته تعداد شعبه‌هاي آن‌ها هنوز از يكي تجاوز نكرده ولي خودشان مي‌گويند در آينده بيشتر از آن‌ها خواهيم شنيد. هاگن داز يك مارك بستني هلندي است كه البته به اندازه قبلي‌ها تنوع ندارد.

شكم پركن سرپايي
الان چند وقتي است كه تب و تاب ساندويچ سرد خوابيده. البته مغازه‌هايي مثل «آيدا» يا «هايدا» يا حتي مارك‌هاي مشابه آن‌ها به خاطر قيمت مناسب و كيفيت محصولات هنوز مشتري‌هايشان را دارند. ولي اگر بخواهيم دنبال انواع جديد ساندويچ‌هاي پرطرفدار بگرديم بايد سراغ هات‌داگ فروشي‌ها برويم.
حتما توي خيابان و پشت ويترين مغازه‌هاي ساندويچي، اين دستگاه‌هاي چرخان هات‌داگ‌پزي را ديده‌ايد. اين مغازه‌ها، مثل ساندويچ‌هاي سرد، يك مارك مشخص ندارند. يعني اين طوري نيست كه يك اسم ثبت شده در تمام شهر شعبه داشته باشد؛ بلكه هر كس به تناسب ابتكار و سليقه‌‌اش نمونه‌هاي جديدي از اين تيپ ساندويچ‌ها را رو مي‌كند.
جديدا حتي بسياري از ساندويچي‌ها سعي مي‌كنند در كنار غذاهاي معمولي‌شان خوراك‌هايي مثل بال سوخاري، ران مرغ سوخاري و حتي قارچ و پياز سوخاري هم داشته باشند؛ خوراك‌هايي كه در عين ارزان بودن، پرطرفدار هم هستند، ضمن اين كه آماده كردن آن‌ها مدت‌زمان زيادي نمي‌خواهد.
تقريبا هيچ‌كدام از مغازه‌هاي اين تيپي، فضاي زيادي براي نشستن مشتري‌ها ندارند. اين جور جاها معمولا همه چيز سريع انجام مي‌شود؛ از سفارش غذا بگير تا آماده شدن و خوردن آن. به خاطر نبودن همين جاي نشستن هم هست كه هميشه داخل مغازه‌هاي ساندويچي غلغله است.
خوراكي‌ خوشمزه ديگري كه مي‌شود در كنار ساندويچ‌هاي جديد به آن اشاره كرد، «ذرت مكزيكي» است. الان ديگر همه آبميوه فروشي‌ها،‌ سوپر ماركت‌ها و حتي ساندويچي‌ها در كنار بساط اصلي‌شان يك ديگ ذرت مكزيكي هم استاد كرده‌اند.
رقابت در نحوه پختن اين محصول، اين روزها اين قدر زياد شده كه هر كسي سعي مي‌كند توي ذرتش يك چيز جديدي بريزد تا مردم مدام احساس كنند كه دارند يك خوراكي متفاوت مي‌خورند. براي همين هم هست كه توي آن ليوان‌هاي پلاستيكي، علاوه بر ذرت پخته شده، انواع و اقسام ادويه‌جات را هم اضافه مي‌كنند.

مي‌خورمت قهوه‌اي!
اگر شكلات خورده باشيد، مطمئنا اين حرف را قبول داريد كه صنعت شكلات‌سازي ايران در اين چند سال جهش بزرگي داشته؛ چه در زمينه كيفيت خود محصولات و چه در قسمت بسته‌بندي آن‌ها. ظهور كارخانه‌هاي مطرحي مثل چيچك، آيدين، فرمند و شيرين‌عسل در كنار غول مواد غذايي ايران، مينو، يك رقابت درست و حسابي بين شكلات‌سازها راه انداخته‌ است.
ايراني‌ها در اين زمينه اين قدر خوب شده‌اند كه الان كمتر كسي سراغ شكلات‌هاي خارجي مي‌رود؛ خصوصا كه با هر شكل و قيافه و طعمي كه بخواهيد، الان شكلات ايراني در بازار هست. حتي بعضي از شركت‌هاي سازنده شكلات، براي بيشتر كردن فروششان ابتكارهاي جالبي به خرج داده‌اند.
بعضي از آن‌ها كلوپ هواداران درست كرده‌اند و از طريق سايت اينترنتي، از عاشقان شكلات ثبت‌نام مي‌كنند. در داخل كلوپشان هم درباره انواع و اقسام شكلات‌هاي شركت حرف مي‌زنند.
جديدا يكي دو تا از كارخانجات مطرح شكلات‌سازي، در تهران و شهرهاي بزرگ نمايندگي زده‌اند؛ يعني فروشگاه‌هايي كه به طور مستقيم محصولات شركت را عرضه مي‌كنند. ظاهر بسيار شيك و مدرن اين مغازه‌ها نشان مي‌دهد كه غول‌هاي شكلاتي بالاخره راه درست پيدا كردن مشتري‌ را فهميده‌اند.
ما ايراني‌ها عاشق تنقلات هستيم. شركت «مزمز» اولين جايي بود كه از اين موضوع نهايت استفاده را برد. بادام زميني مزمز ابتكار فوق‌العاده‌اي بود كه سه سوته بازار را تسليم خودش كرد. البته قبل از آن‌ها «آمينو» كار مشابهي كرده بود ولي انتخاب بادام زميني و تبليغات زياد مزمز، محصول جديد آن‌ها را حسابي پرطرفدار كرد.
اين را هم فراموش نكنيد كه قيمت مناسب بادام زميني‌هاي مزمز كه در دو بسته‌بندي 200 توماني و 300 توماني به فروش مي‌رسد، از عوامل مهم موفقيت آن‌ها است. همين موفقيت، چند تا رقيب جديد را وارد بازار كرده كه جديدترينشان محصولات «ماني» است و حتما توي بزرگراه‌ها، تبليغات آن‌ها را ديده‌ايد (همان گردو و بادام زميني كه با بندكفش يا قفل بسته‌ شده بودند).
«ماني» فقط به بادام زميني بسنده نكرده، بلكه گردو، خرما و حتي كشمش خشك هم جزو محصولاتي است كه آن‌ها وارد بازار كرده‌اند. در عين حال بسته‌بندي اين نمونه، بسيار حرفه‌اي و خوشگل است؛ هر چند همين مسأله، قيمت آن را به نسبت محصولات مزمز كمي بالاتر برده.
اما كار تازه‌اي كه ماني كرده، اين است كه محصولاتش را در دو بسته‌بندي كوچك و بزرگ عرضه مي‌كند. بسته‌بندي‌هاي بزرگ، حتي به صورت آجيل در منازل قابل استفاده‌اند.

بسته‌بندي قشنگ‌تر، فروش بالاتر
درست مثل شكلات‌سازها توليد كنندگان آبميوه هم از دو سال پيش تا امروز رشد زيادي داشته‌اند. تقريبا دو سال پيش بود كه شركت مي‌ماس براي اولين بار، آبميوه‌هايش را در بسته‌بندي‌هاي جديدي با عنوان «تتراپك» عرضه كرد.
منتها چون كار اصلي اين شركت توليد محصولات لبني بود، آن‌ها خيلي وارد بازار آبميوه نشدند و اين تكدانه بود كه با استفاده از تكنولوژي بسته‌بندي تتراپك، بازار را گرفت. تتراپك، همين بسته‌بندي‌هاي مكعب مستطيل آبميوه‌هاي يك ليتري است.
جالب اين كه همه اين پاكت‌ها از كشورهاي خارجي خصوصا از سوئد وارد ايران مي‌شوند. بسته‌بندي آبميوه‌ها در اين پاكت‌ها با ظاهري آراسته و شيك و در عين حال تنوع زياد محصولات باعث شده كه آبميوه‌هاي خارجي به طور كامل از بازار ايران خارج شوند.
الان فقط چند تا محصول تايلندي در بازار هست كه آن‌ها هم به خاطر قيمت بالا طرفدار چنداني ندارند.
در حال حاضر، رقابت اصلي بين سه شركت تكدانه، سن‌ايچ و شادلي است. اين رقابت به حدي زياد شده كه هر روز يك محصول جديد و متفاوت را در بازار مي‌بينيم. تكدانه چند وقت پيش بعضي محصولاتش را در بسته‌بندي‌هاي نقره‌اي رنگ به بازار فرستاد.
ويژگي اين محصولات اين بود كه محتواي آن‌ها آبميوه‌هاي كاملا طبيعي و بدون شكر بود. اين برگ برنده باعث شد كه بقيه شركت‌ها هم به اين سمت بروند. آب پرتقال طبيعي سن‌ايچ محصول همين رقابت تنگاتنگ است.
البته رقابت بر سر بسته‌بندي‌ها هم داغ شده. چند وقت پيش، شادلي محصولاتش را در بسته‌بندي‌هاي تتراپريزما (شش گوش) به بازار داد. بنابراين مي‌شود حدس زد كه به زودي سروكله اين نوع بسته‌بندي با مارك‌هاي مختلف هم پيدا شود.
اما اين طعم‌هاي جديد از كجا مي‌آيند؟ بيشتر كارخانجات توليد آبميوه، براي خودشان يك تيم تست دارند. اين گروه، طعم‌ها و مزه‌هاي جديد را امتحان مي‌كنند و درباره‌اش نظر مي‌دهند. ويژگي افراد گروه هم اين است كه به خوبي «ذائقه» بازار را مي‌شناسند. البته توليد طعم‌ها و آبميوه‌هاي جديد معمولا براساس خواستة بازار انجام مي‌شود. خواسته بازار را هم مغازه‌دارها خوب مي‌دانند.
شايد تنها قسمتي از بازار آبميوه كه در اختيار ايراني‌ها نيست، بازار نوشيدني‌هاي قوطي‌اي است كه در رأس آن‌ها «راني» قرار دارد. در واقع راني اولين شركتي بود كه اين كلاس نوشيدني را وارد ايران كرد و هنوز هم به تنهايي بازار آن را در اختيار دارد. البته قبل از آن پاي «شاني» كه يك محصول عربستاني بود به ايران باز شده بود ولي چندان مورد استقبال قرار نگرفت.
بر سر كيفيت محصولات راني حرف‌هاي زيادي هست. اما مهم‌ترين نكته اين است كه توليدات اين مارك را نمي‌شود جزو آبميوه‌ها و نكتارها به حساب آورد. راني در واقع يك نوشيدني است.
آبميوه يك محصول كاملا طبيعي است كه تنها چيزي كه به آن افزوده مي‌شود آب است. نكتار، علاوه بر آب، مقداري اسانس و نگهدارنده هم دارد. اما قسمت عمده مواد تشكيل‌دهنده نوشيدني‌ها مواد افزودني و شيميايي است؛ درعين اين‌كه به آن‌ها آب، شكر و كنسانتره هم اضافه مي‌كنند.
مهم‌ترين مشكلي كه در مورد آبميوه‌ها وجود دارد اين است كه مردم هنوز تفاوت بين آبميوه، نكتار و ديگر نوشيدني‌ها را نمي‌دانند. به‌خاطر همين عدم اطلاع مردم است كه در بازار آبميوه خيلي راحت با اين اسامي بازي مي‌شود.

بازاري براي جذب پولدارها
دكتر محمود احمدپور دارياني، جزو پيشگامان مبــحث كـارآفـريني است. او در اين زمينه فعاليـت‌هاي گوناگوني انجام داده و كتاب‌هاي مختلفي هم تأليف كرده است. با او دربارة علت گرفتن پديده‌هاي جديد در بين فروشگاه‌هاي مواد غذايي گپ كوتاهي زده‌ايم.
    *   به ‌نظر شما علت موفقيت بعضي از اين فروشگاه‌هاي مواد غذايي چيست؟
دو تا نشانه در كارآفريني هست كه هر وقت هر دو تايش باهم محقق شد، آن كار قطعا مي‌گيرد. يكي‌اش اين است كه آن كار يك‌جور نوآوري داشته باشد و دوم اين‌كه بعد از مدتي تعداد شعبه‌هايش زياد بشود.
    *  اين‌ها قبول، ولي گاهي وقت‌ها قيمت محصولات در مقايسه با كيفيتشان خيلي بالا است. عجيب است كه بازهم خوب مي‌فروشند.
خب اين‌ها دنبال بازار خاص هستند. مثل اين است كه شما نمايشگاه اتومبيل بزني بعد تويش رولزرويس بفروشي. اين‌ها آدم‌هاي پولدار را هدف گرفته‌اند. به همين خاطر هم نمي‌توانند همه بازار را بگيرند.
    *  پس براي همين است كه معمولا شعبه‌هايشان را در مناطق بالاي شهر مي‌زنند؟
بله. الان اين بستني‌فروشي‌هاي جديد همين‌طورند. انار محمد هم يك‌زماني اين‌جوري بود ولي بعد كه عمومي شد شعبه‌هايش را اضافه كرد. كلا تعداد شعبه‌ها بستگي به ميزان استقبال مردم و قدرت خريد جامعه دارد.
    *  زيبايي محصولات چقدر در فروش تأثير دارد؟
ببينيد، بين يك عده وقتي پول زياد مي‌شود، ميزان علايق از حجيم‌بودن و اقتصادي‌بودن خارج مي‌شود و مي‌رود به سمت خوشگلي و باكلاسي.
    *  و اين خوشگلي آن قيمت زياد را هم توجيه مي‌كند؟
خب بالاخره مثل اين مي‌ماندكه يك آژانس شما را با تويوتا ببرد يا با پرايد. اين‌ها باهم فرق مي‌كنند. درمورد اين‌جور اجناس هم مسأله همين شكلي است. به همين دليل، اين‌ها نمي‌توانند عمومي شوند. مثل فست‌فودها نيستند.



خوراكي‌هاي جديد چقدر مغذي‌اند؟

اين خوراكي‌هاي جديد چقدر مغذي و مفيد‌ند؟ تا به حال به اين موضوع فكر كرده‌ايد؟
كارشناس‌هاي تغذيه معتقدند كه بعضي‌هاشان به كلي مضرند، بعضي‌هاي ديگر را هم بايد به اندازه مصرف كرد.
دكتر سيدضياءالدين مظهري، متخصص تغذيه و رژيم‌درماني و رئيس انجمن تغذيه ايران است. با او درباره اين نوع خوراكي‌هاي متداول و جوان‌پسند گفت‌وگويي كوتاه كرده‌ايم:
    *  آقاي دكتر، بستني‌هاي جديد خارجي طرفداران زياد پيدا كرده‌اند. از نظر شما، داخلي‌ها بهترند يا خارجي‌ها؟
بستني‌هايي كه از خارج وارد مي‌شوند، ممكن است تاريخ مصرفشان گذشته باشد. در مورد استاندارد بودن مواد اوليه اين محصولات هم نمي‌شود صددرصد اطمينان داشت. ولي بستني‌‌هاي پاستوريزه داخلي، مطمئن‌تر و سالم‌تر هستند.
    *  اصلا بستني خاصيت غذايي دارد؟
بستني اگر مواد اوليه سالم داشته باشد و از رنگ‌هاي غيرمجاز براي تهيه آن استفاده نشده باشد، يك ميان وعدة مفيد و داراي ارزش غذايي بالاست. يك بستني سالم نه تنها قسمتي از انرژي و پروتئين موردنياز روزانة بدن را برطرف مي‌كند بلكه ويتامين‌هاي ضروري و مفيد را نيز به بدن مي‌رساند. البته به افراد چاق يا كساني كه زمينه چاقي دارند، توصيه مي‌كنم در مصرف بستني احتياط كنند.
    *  در مورد آبميوه‌هايي كه با بسته‌بندي‌هاي جديد ارائه مي‌شوند، چطور؟
آبميوه‌ها به هر حال نسبت به نوشابه‌ها بهترند؛ اما آبميوه‌هاي طبيعي هم نسبت به آبميوه‌هاي بسته‌بندي ارجحيت دارند. آبميوه‌هاي بسته‌بندي به خاطر مواد افزودني كه در تركيبشان به كار مي‌رود مي‌توانند در افرادي كه زمينه آلرژي دارند، كهير و حساسيت‌هاي پوستي و خس‌خس سينه ايجاد كنند.
مصرف اين‌گونه آبميوه‌ها براي افرادي كه حساسيت ندارند اگرچه ضرري ندارد، اما بهتر است از آبميوه‌هاي طبيعي و يا از خود ميوه‌ها به صورت سالاد ميوه استفاده شود.
    *  عرضة غذاهاي سريع و آسان مثل هات‌داگ، ران سوخاري، همبرگر و... روز به روز محبوب‌تر مي‌شوند. به نظر شما چند وعده در هفته مي‌شود از اين غذاها استفاده كرد؟
ما به اين‌ها مي‌گوييم غذاهاي آسان دسترس. نظر خود من اين است كه ما نمي‌توانيم اين نوع غذاها را منع كنيم ولي بايد فرهنگ‌سازي كنيم تا جاي غذاهاي اصلي و سنتي را نگيرد.
استفاده نابه‌جا و دائمي از اين غذاها خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي عروقي، چربي خون و فشار خون را زياد مي‌كند و سن سكته را به شدت كاهش مي‌دهد. افزودني‌هايي مثل نيترات و نيترين به اين غذاها، زمينه توليد نيتروز آمين را در بدن ايجاد مي‌كند كه ماده سرطان‌زا است.
از طرف ديگر معمولا اين‌جور غذاها را با مواد زيانباري مثل سس مايونز و نوشابه مصرف مي‌كنند كه خودشان منبع انرژي، كالري و چربي و موادي مثل فسفرند كه جلوي جذب كلسيم را مي‌گيرند. به هر حال اين غذاها، براي جوانان جامعة ما معضلي شده است، هر جواني يك كارت اشتراك دارد و به محض اين‌كه غذاهاي سنتي خانه، مطابق ميلش نباشد، با يك تلفن، يكي از اين نوع غذاها را سفارش مي‌دهد.
    *  آقاي دكتر، اخيرا بعضي از كارخانه‌ها‌يي كه پيشتر چيپس و پفك توليد مي‌كردند، محصولات جديدي مثل بادام‌زميني و فندق وارد بازار كرده‌اند، نظر شما در مورد توليد چنين محصولاتي چيست؟
اين يك اقدام بسيار باارزش است كه در اثر تلاش‌هاي انجمن تغذيه ايران و ساير متخصصان زمينه‌سازي شده است. خوراكي‌هايي مثل نخودچي و كشمش، خرما، فندق و بادام‌زميني (البته اين يكي ممكن است آلرژن باشد) ميان وعده‌‌هاي مغذي و مفيدي هستند كه هم ذائقه كودكان و نوجوانان را نوازش مي‌‌دهند و هم قسمتي از نيازهاي بدن را تأمين مي‌كنند.
مصرف اين محصولات، در مقايسه با خوراكي‌هاي مضري مثل چيپس و پفك بهتر است اما بايد در نظر گرفت كه مصرف اين گونه ميان‌وعده‌ها حتما بايد با تحرك و فعاليت بدني همراه باشد، وگرنه چاقي اولين عارضه‌اي است كه جوان‌ها به آن مبتلا مي‌شوند.

اولين غذاي مدرن ايراني  در كجا متولد شد؟
مي‌گويند تاريخچة پيتزا به ناپلئون بناپارت برمي‌گردد. اين‌كه آيا او پيتزا را كشف كرد يا او بود كه اولين پيتزا را خورد، اصلا اهميتي ندارد. مهم اين است كه در هر حال جميع آدم‌هاي كرة زمين براي اين پديدة عظيم قدردان او هستند؛ پديده‌اي كه هيچ‌كدام از خوراكي‌ها و غذاهاي جديد نتوانسته از رونق آن بكاهد.
در راستاي اين‌كه همه چيز صد سال بعد به ايران مي‌رسد، بالاخره در برهه‌اي از تاريخ، پيتزا نيز وارد ايران شد و اين پديده آن‌قدر مهم بود كه حتي دكتر حسابي نيز تصميم گرفت دست از سر كتاب‌هايش بردارد تا از شمال شهر به خيابان نوفل لوشاتو برسد و يك برش پيتزا را امتحان كند. ما هم براي اين‌كه شما كمي در حال و هواي اولين پيتزافروشي تهران قرار بگيريد، سري به آن‌جا زده‌ايم؛ منتها 60 سال بعد.
فكر كن شصت سال پيش است و اين‌جا تنها پيتزافروشي تهران. تصور كن چه كساني به اين‌جا رفت و آمد داشته‌اند و چه كساني اين‌جا پيتزا خورده‌اند!
براي رسيدن به اين‌جا بايد زير پل حافظ پياده شويد. يك پيتزا فروشي لوكس را رد كنيد. وارد يك كوچة دردار شويد، يك ساعت و نيم محو ساختمان‌هاي هشتاد ساله با معماري عجيب و غريب شويد و حدس بزنيد كه آن انتها، آن‌جا كه يك ميليون نفر صف كشيده‌اند پيتزا داوود است.
مشتري‌هاي پيتزا داوود از اقشار مختلف‌اند. روشنفكر، غيرروشنفكر،  قرتي، معمولي، خانواده‌ها، بازاري‌ها، كارگرها و... همه و همه مشتري مرام و لوطي‌گري‌اند.آخر اين‌جا علاوه بر بوي غذا، تنها چيزي كه بيشتر موج مي‌زند بركت است و مردانگي.از همان اول كه در شيشه‌اي را باز مي‌كني و نگاهت با نگاه آقا داوود تلاقي پيدا مي‌كند، تا همان دم‌آخر كه دو تا ده توماني به تو مي‌دهد كه نام حضرت ابوالفضل رويش است، يك نيروي عجيب تسخيرت مي‌كند.

اگر اولين بارت باشد...
اگر اولين بارت باشد كه به اين‌جا مي‌آيي، بعد از اين‌كه در را باز كردي و نگاهت با آقا داوود تلاقي پيدا كرد، محو ديوارها مي‌شوي. سرتاسر پوشيده از اسكناس و تسبيح است. اسكناس پهلوي، اسكناس جمهوري اسلامي ايران، اسكناس خارجي، تسبيح بزرگ، تسبيح كوچك، تسبيح كربلا، تسبيح مشهد، تسبيح بودايي‌ها، تسبيح هزار دانه.
دوستان و مشتري‌ها براي آقا داوود تسبيح هديه مي‌آورند. كافي است مشتري دائم‌اش شوي تا اتاقكي را نشانت بدهد كه در طول ساليان سال، چند هزار تسبيح را در آن‌جا جمع‌آوري كرده است.
وقتي مي‌نشيني، يك عالمه كالباس جلويت مي‌گذارند. رويشان آويشن ريخته است. مي‌گويد:  «تا پيتزا آماده شود، بخور گرسنه نماني.» مي‌خوري و فكر مي‌كني واقعا مجاني به تمام مشتريانش كالباس مي‌دهد!
اگر سه نفر باشيد، حق نداريد سه تا سفارش بدهيد. چون در هر حال، او دو تا پيتزا بيشتر به شما نمي‌دهد. معتقد است مي‌ماند و اسراف مي‌شود و اگر واقعا اسراف كني ناراحت مي‌شود و در ذهن خودش مرور مي‌كند كه گناه كبيره كرده است!

اسمت را بگو، تحويل بگير
امروز پنج‌شنبه است. غلغله است. مي‌آيند و شش هفت تا براي خانه سفارش مي‌دهند. اين‌جا رسم ندارند فيش بگيرند و فيش بدهند، اسم‌ها را مي‌نويسند.
ـ محمد آقا.
محمد مي‌آيد و سفارش‌اش را مي‌گيرد.
ـ آقا البرز.
البرز مي‌آيد و سفارشش را مي‌گيرد.
مسعود، فرامرز، حميد، علي، ...، همه سفارش‌هايشان را مي‌گيرند. سفارش تو هم مي‌رسد. پر از آويشن است. روي آن سس مي‌ريزي و گاز مي‌زني.هر كس مي‌آيد تو، مشتري دائم است. سلام مي‌كند و با ديگري دربارة اعتيادش حرف مي‌زند. ملت همه معتاد پيتزا داوود شده‌اند.
وقتي دلشان گرفته است مي‌آيند، وقتي عاشق‌اند، وقتي كسي سرشان كلاه گذاشته. مي‌آيند تا آقا داوود برايشان دربارة گذشته‌ها حرف بزند. دربارة مشتريانش و بگويد كه سفارت فرانسه كه همين نزديكي است، چه بود و چه شد و بگويد ماجراي زن عاشق قرمزپوشي را كه بيست و هفت سال تمام هر صبح سر يكي از چهارراه‌هاي خيابان سپهبدقرني فعلي مي‌ايستاد و انتظار مي‌كشيد و بگويد چه كساني رفته‌اند و آمده‌اند تا سؤال‌ها ذهن تو را قلقلك بدهند.

حرف مرد يكي است
پيتزاهاي آقا داوود با پيتزاهاي بقية جاها فرق دارد. چه از لحاظ باطني و چه از لحاظ ظاهري.
نان پيتزا كوچك‌تر از نان پيتزاهاي معمولي است. عوضش مخلفاتش زياد است. آن‌قدر زياد كه موقع گاز زدن مي‌ريزند و مجبوري حرص بخوري.
برش مخلفاتش به اندازة برش نان‌هاست. مخلفات درشت‌اند. قارچ‌ها را از كنسروهاي خارجي برمي‌دارد.نه از سالاد خبري است، نه ليوان براي نوشابه‌‌هايي كه تويشان آب مي‌بندند!
گه گداري ترشي فلفل همراه غذايش مي‌‌دهد.آخر سر پيتزا روي يك ظرف چوبي گرد و تخت جلويت گذاشته مي‌شود و نوشابه‌ات هم از همان نوشابه شيشه‌اي‌هاي قديمي است. اگر هم بخواهي پيتزاها را ببري از جعبه خبري نيست.
پيتزا را توي فويل آلومينيومي مي‌پيچد و توي كيسه مي‌‌دهد دستت. آن‌وقت مي‌بيني باز هم كالباس گذاشته است و حق نداري بگويي كالباس نمي‌خواهم. ناراحت مي‌شود.آخر حرف مرد يكي است!آخر سر هم كه مي‌خواهي بروي، دستش را دراز مي‌كند و دو تا ده توماني كه نام ابوالفضل(ع) رويش است از توي كابينت‌ بالاي سرش بيرون مي‌كشد.«يكي براي خودت، يكي براي آن كه دوستش داري!»

جوز قند
توي «تذكره‌الاولياء» در قسمت مربوط به بايزيد بسطامي، عارف بزرگ خراسان اين حكايت هم آمده كه بايزيد در تمام عمرش خربزه نخورد. مي‌گفته: «نمي‌‌دانم رسول‌الله خربزه خورده است يا نه.» ماجراي بايزيد البته به كسي مثل من دخل چنداني ندارد.
او عاشق پيامبر(ص) بوده و مثل هر عاشق ديگري، حداكثر سعي‌اش را مي‌كرده تا شبيه‌تر به حضرت بشود. بايزيد اين حرف را از ته دل مي‌زده و فيلم‌بازي نمي‌كرده. من اما كلك مي‌زنم. پيتزا دوست ندارم و براي همين هر وقت مي‌خواهم پيشنهاد خوردن پيتزا را رد كنم، مي‌‌گويم: «رسول‌الله كه پيتزا نمي‌خورده‌اند!» يك حرف ديگر هم دارم، مي‌گويم: «نه بابايم پيتزا خورده و نه بابابزرگم!»
پدر بزرگ من به جز پيتزا، خيلي چيزهاي ديگر هم نخورد. پدربزرگ من همين دو سال پيش مرد و بيف‌استروگانف نخورد. لازانيا نخورد. فيله مينيون نخورد. نان پاپادام نخورد. آيس‌پك نخورد. رستوران چلسي نرفت. و هيچ‌وقت نفهميد رست‌بيف چه مزه‌اي مي‌دهد. پدربزرگ من هميشه توي جيب‌هايش نخودچي و كشمش داشت و آب‌نبات قيچي. تابستان‌ها مي‌نشست هستة هلو را خودش با كارد در مي‌آورد و بقيه هلو را مي‌گذاشت توي سيني، جلوي آفتاب.
زمستان‌ها برگة هلو هم داشت توي جيبش. خيلي چيزها و خيلي كارهاي ديگر هم بلد بود بسازد و بكند. خوردني‌هايي كه بابابزرگ خودش مي‌خورد و به ما مي‌‌داد، حالا توي هيچ رستوران و كافي‌شاپي پيدا نمي‌شود.
خيلي‌ها از جمله پدربزرگ من هيچ‌وقت پيتزا نخورده‌اند. خيلي از غذاها و خوردني‌هاي ديگر امروز را هم. اين، دليل بر هيچ چيزي نمي‌شود. نمي‌‌شود گفت پيتزا بد است يا نشانة تهاجم فرهنگي است يا چيز ديگر. هر زمانه‌اي اقتضائات خودش را دارد.
سبك زندگي خودش را. ما، چه خوشبختانه و چه بدبختانه، در قرن بيست و يكم داريم زندگي مي‌كنيم و اقتضائات زندگي ما همين پيتزا و ساندويچ و غذاهاي فوري (Fast Food) است. اين هم دليل بر هيچ چيزي نيست.
نمي‌شود گفت ما چرا اين‌قدر تند غذا مي‌خوريم يا تنها غذا مي‌خوريم يا چيز ديگر. مشكلي اگر باشد ـ كه البته هست ـ فقط در همين است كه ما توي اين اقتضائات زندگي قرن بيستمي، آن‌قدر غرق شده‌ايم كه غذاها و خوراكي‌هاي پدربزرگ‌هايمان را داريم فراموش مي‌كنيم.
خيلي از اين غذاهاي جديد، فلسفة وجودي‌شان صرفا «تنوع» است و هيچ ارزش تغذيه‌اي ويژه‌اي ندارد. سؤال من اين است: آيا نمي‌شود اين حس تنوع‌طلبي را با همان خوراكي‌هاي قديمي كه خيلي‌هايش را حالا فراموش كرده‌ايم ارضا كرد؟! اصلا شما مي‌دانيد «جوزِ قند» چيست؟

ايمان جليلي،سارا هاشمي‌نيك، تهمينه حدادي و احسان رضايي



برچسبها : همه - راه‌ها - شکم - ختم - می‌شود
نوشته شده توسط آشپز در پنجشنبه 20 فروردین 1388 ساعت 02:26
تبلیغات - Tablighat - Advertise
تفال - Tafaol - به سه زبان - in Three languages - فارسی - finglish - English | مقدمه

قابل توجه علاقمندان به شعر حافظ لازم پيش از تفال مجدد :
1- پنج صلوات بفرستيد
2- سوره حمد را خلوص نيت بخواندي
3- بر شهداي اسلام صلوات بفرستيد
4- ضمن خلوص قلب نيت کنيد
5- از قبل صفحات زوج و فرد را درنظر بگيريد و آنگاه ديوان را بگشاييد.

1- Dispatch Five Salavat
2- Read Sura Hamd with Sincerity
3- Dispatch salavat for Quran martyrs
4- the purity of your intentions Heart
5- before even and odd pages, and then consider the open court.

لطفا دیدگاه ارزشمند خود در خصوص آشپز ایرانی - غذاهای ایرانی بفرمایید
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات:
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي
ليست برچسبهاي وبلاگ